![]() |
![]() |
|
| دلنوشته |
|
اندكي فكر كن به آنهايي فكر كن كه هيچ گاه فرصت آخرين نگاه و خداحافظي را نيافتند. به آنهايي فكر كن كه در حال خروج از خانه گفتند روز خوبي داشته باشي و هرگز روزشان شب نشد به دوستاني فكر كن كه ديگر فرصتي براي در آغوش كشيدن يكديگر ندارند
و ايكاش زودتر اين موضوع را مي دانستند. به افرداي فكر كن كه بر سر موضوعات پوچ و احمقانه روبه روي هم ايستادند و بعد غرورشان مانع از عذر خواهي مي شود و حالا ديگر روزنه اي براي بازگشت وجود ندارد من براي تمام رفتنگاني كه بدون داشتن اثر و نشانه اي از مرگ ناغافل و ناگهاني چشم از جهان فرو بستند سوگواري مي كنم. من براي تمام بازماندگاني كه غمگين نشستند و هرگز نمي دانستند كه: «آن آخرين لبخند گرمي است كه به روي هم مي زنند و اكنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند و گريه مي كنند» به افراد دور و بر خود فكر كنيد كساني كه بيش از همه دوسشان داريد. لحظه حال تنها فرصتي است كه براي رسيدگي و مراقبت از عزيزانت داري.... اند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 0:26 توسط كبوتر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
يه وبلاگ ساده كه نويسنده ش تكلف نمي دونه .فقط زبوني هم بشه بهش مي گن:عشق رضا(ع)
|
| پیوندها |
|
صفحات انتظار در فراق گل نرگس بي قرار ظهور فقط خدا صحيفه حضرت زهرا(س) منتقم زهرا(س) ترنم انتظار ×شهر ماه× در تكاپوي انديشه ها |
|
RSS
|