![]() |
![]() |
|
| دلنوشته |
|
آقا سيد هم رفت.
مثه همه خوبايي كه زود زفتن سيد هم رفت. هر سال اين موقع سيد داشت برا مادر ميخوند. هر سال اين موقع با ننه ننه گفتن هاي سيد صفا ميكرديم. ولي امسال فاطميه رو بدون صداي سيد شروع كرديم و بدون سيد تموم شد. سيد سرطان حنجره داشت .حنجره اي كه اونو خرج اما حسين كرد . هنوزم كه هنوزه صداي حسين حسين گفتن سيد تو گوشامونه... ۴۰روز تو كما بود. 40 روزي كه از فاطميه اول شروع شد و به فاطميه دوم ختم شد .....شب جمعه ، شب زيارتي امام حسين .ع.نزديك اذون صبح ،هفت مادر .... سيد دلمون خيلي برات تنگ ميشه. خيلي............... ميگن از اما صادق (ع) پرسيدن شما چقد شيعيانتون و دوس دارين ؟ ايشون فرمودن : همان اندازه كه شيعيان ما محبان و دوستداران ما رو دوس دارن. آقا به خدا ما خيلي سيد و دوس داشتيم سيدِ نوكر حضرت زهرا، خادم حضرت رقيه. يادش بخير وقتي سيد ميگفت : آرزوم اينه رقيه اي كه هستي نور عينم ميگن آخرين جملاتش اين بوده كه به رقيه(س) بگيد منو شفابده...سيد شفا پيدا كرد...مثه مادرش... يه چي ديگه خيلي دلمو شكوند اينه كه : كافيه يه بازيگر يا به قول اونا هنرمند نوك انگشتش خون بياد تو اخبار سراسري تندي اعلام ميكنن . همه اونايي كه تهمت زدن براشون خيلي آسونه آخرين حرفمو بزنم.... راستي ، سيد قبل اينكه آقا بياد پركشيد. يادش بخير كه ميگفت: شنيدم يار نداري...رفيق و غمخوار نداري
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 1:43 توسط كبوتر |
|
|
چه ميشود گره از اين دو چشم خسته وا كني چه ميشود به خلوتت براي من دعا كني
به آسمان چشم تو منم كه خار ديده ام چه ميشود كه خار را به دست خود جدا كني
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 0:47 توسط كبوتر |
|
تو اي صفاي ضميرم چرا نمي آيي؟ چرا بهانه نگيرم چرا نمي آيي؟؟ اگرحجاب ظهورت وجود تار من است خدا كند كه بميرم ، چرا نمي آيي؟؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 1:26 توسط كبوتر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
يه وبلاگ ساده كه نويسنده ش تكلف نمي دونه .فقط زبوني هم بشه بهش مي گن:عشق رضا(ع)
|
| پیوندها |
|
صفحات انتظار در فراق گل نرگس بي قرار ظهور فقط خدا صحيفه حضرت زهرا(س) منتقم زهرا(س) ترنم انتظار ×شهر ماه× در تكاپوي انديشه ها |
|
RSS
|