تبليغاتX
كفتر امام رضا
دلنوشته

اولين نامه غربت رو برا امام حسن(ع) نوشتم ...آخ علي(ع) تو هم كه غريبي!
با سلول سلول وجودم برا دومين بار اينو حس كردم... يه لحظه فكر كردم ايام فاطميه است واينجامدينه ست ... حس كردم دوباره دارن به اشكاي يتيميمون ميخندن.هنوز صداش تو گوشمه كاش كر شده بودم......كاش فقط بخندن ، كتك نزنن.... يه جا شنيدم كه اگه كسي گريه كنه تازيونه ميخوره ولي يه جا هم  ديگه خودم ديدم....با بند بند بدنم ميخوام فرياد بزنم لعن علي عدوك يا علي...واي كه شنيدن زخم زبون و صبر كردن چه سخته! بي شرف ها مادرمون و كشتين بسِتون نبود ديگه دست از دل ماها بردارين....چقد سخته ببيني دارن به تموم هستيت توهين ميكنن ، ببيني دارن قرآن و با افكار شيطونيشون تفسير ميكنن ، ببيني دارن پيغمبرت و با الفاظ نا مناسب صدا ميزنن و كاري از دستت بر نياد...............

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 22:49  توسط كبوتر |